X
تبلیغات
خانه خوبان
خانوادگی مذهبی

حفظ قدرت مرد، رمز خوشبختی زن


مردان عاشق قدرتند و از آن لذت می برند. تا وقتی که به این حس آن ها پی نبرده باشید باید خواب خوشبختی را ببینید. خانم ها، اگر قدرت مردی را نادیده بگیرید و یا از آن انتقاد کنید بدانید در جایی در رابطه تان مشکل پیش می آید چرا که او دنبال کسی است که به قدرت هایش ایمان داشته باشد

مرد

شما به عنوان یک زن اگر می خواهید احساس خوشبختی کنید ،بهتر است به این نکته ها توجه کنید:

 

اگر خودتان دارای در آمد هستید

سعی کنید درآمدتان را به رخ همسرتان نکشید. حتی اگر درآمد بیشتری هم دارید. بهتر است به روی خودتان نیاورید. بگذارید همسرتان احساس کند اداره امور مالی خانواده به دست اوست.

 

او را با کسی مقایسه نکنید

نگویید شوهر خواهرم دو تا خانه دارد. فلانی این قدر درآمد دارد و تو ... اگر واقعاً به بهبود اوضاع مالی فکر می کنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید، این گونه انتقاد، دشمن صمیمیت است.

 

هیچ گاه نگویید تو بی عرضه ای !

تو بی عرضه ای یعنی فرو ریختن مرد؛ یعنی به دست خود خانه خراب کردن. هرمفهوم مشابه تو بی عر ضه ای، خواندن فاتحه ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.

 

شوهر خود را حلّال مشکلات بدانید

مشکل را به او بگویید و از او بخواهید به شما در حل آن کمک کند .

 

 مرد عاشق تشویق است پشت او زدن به علامت تشویق را فراموش نکنید. مرد، آفرین شما را همیشه به خاطر می سپارد.

 به مردان اندرز ندهید و نصیحت نکنید

مردها اغلب دوست دارند مشکلاتشان را به تنهایی حل کنند، مطمئن باشید در صورت لزوم با شما مشورت می کنند و موضوع را در میان می گذارند. با نصیحت نکردن، زندگی خود را عاشقانه کنید.

 

مردها را تشویق کنید

مرد عاشق تشویق است پشت او زدن به علامت تشویق را فراموش نکنید. مرد، آفرین شما را همیشه به خاطر می سپارد.

 

به مردان فضا بدهید

گاهی شوهر خود را رها کنید تا با خود خلوت کند . با دوستانش به کوه برود و به خانواده ی خود به تنهایی سر بزند. مدام دنبال او نباشید فضای رها شدن چیزی است که آنها به آن نیاز دارند. اگر به آن ها این فضا را هدیه دهید آن ها نیز به شما عشق می ورزند.

گاهی شوهر خود را رها کنید تا با خود خلوت کند . با دوستانش به کوه برود و به خانواده ی خود به تنهایی سر بزند. مدام دنبال او نباشید فضای رها شدن چیزی است که آنها به آن نیاز دارند

 

مرد دوست دارد که از او قدردانی شود

تشکر به مرد قدرت پرواز می دهد. از هر کار کوچکی که برای شما انجام می دهد، تشکر و قدردانی کنید تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

 

 مرد باید تأیید شود

توانایی همسرتان را مدام تأیید کنید، تأیید مردها یعنی فوران صمیمیت.

 

 باید مورد اطمینان باشد

به وی اعتماد کنید با اطمینان خاطر به این که او می تواند و شما نیز می توانید به راحتی بسیاری از کارها را به او بسپارید.

 

سکوت مردان را نشکنید

مرد

این اشتباه خانم هاست که وقتی مرد ساکت است، مدام به سمت او می روند و با او حرف می زنند اگر او ساکت است شاید به مدتی سکوت نیازمند است و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت  بیشتر.

 سکوت طولانی در زنان به احتمال زیاد معنای دیگری دارد، به معنی آزرده خاطر بودن، اما در مورد مردان این طور نیست.

 البته اگر در موارد متعدد مردها ساکت بودند شاید بهتر است در رفتار خود کمی تجدید نظر کنید.

 

 

برای ارتباط بهتر با مرد زندگیتان به نکات زیر توجه کنید

 

 درخواستتان را مستقیماً بیان کنید

وقتی از همسرتان می خواهید که کاری را انجام دهد بهتر است بگویید: می شود این کار را انجام بدهی؟ نه این که می توانی این کار را انجام بدهی. بیشتر زنان در این مواقع از کلمه می تونی استفاده می کنند چرا که به نظر می رسد مودبانه تر است. ولی در این صورت شما از همسرتان درباره ی توانایی او سوال می کنید تا این که بگویید کاری را انجام دهد. مردان ترجیح می دهند که درخواست شما مستقیم باشد. هرچند ممکن است ابتدا برای شما سخت باشد ولی بهتر است درخواستتان را مستقیماً به آن ها بگویید بیشتر مردان صحبت مستقیم را به ایما و اشاره ترجیح می دهند.

 

منظورتان را رک و ساده بگویید

 رک و مستقیم با آن ها صحبت کنید سعی کنید دقیقاً آن چه را که در نظر دارید به آن ها بگویید و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازید و بعد هم از آن ها انتظار داشته باشید تا منظور شما را دریابند. زنان بیشتر از مردان قادر به این کار هستند پس ساده و بی پرده مسایل را مطرح کنید.

 

 نظر همسرتان را دقیقاً بفهمید

وقتی از او می خواهید که نظرش را راجع به چیزی بدهد، مطمئن شوید که منظورش را فهمیده اید، در غیر این صورت دوباره بپرسید تا مطمئن شوید.

 

 او را به گوش نکردن حرف هایتان متهم نسازید

این کار شما، حس تحقیر و ناپختگی را در او ایجاد می کند و او شما را همانند کنترل کننده ای برای خود خواهد دید. مطالب و گفته های خود را کوتاه کنید و فرض کنید که او هم گوش می کند.

 

وقتی به حرف های شما گوش می دهد از او تشکر کنید.

مردان به این نوع تأیید و تصدیق از جانب شما نیاز دارند، به خصوص که در حیطه یروابط میان شما هم باشد. آن ها اغلب احساس می کنند بر لبه ی رتگاهی قرار دارند و نمی توانند نیازها و خواسته های همسرشان را کاملاً دریابند. به همسرتان کمک کنید تا اعتماد به نفس بیشتری را حس کند و این کار را با تقدیر و تشکر از تلاش هایش انجام دهید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 11:37  توسط رازی  | 

قواعد شوخي بين همسران


وقتي دو نفر با هم آشنا مي ‌شوند، اوايل رابطه فاصله‌ هايي با هم دارند كه ناشي از خجالت و رودربايستي و عدم شناخت يكديگر و نبود صميميت است؛ اما هر چه اين ارتباط پيش مي ‌رود، فاصله كمتر مي ‌شود و بعد از ازدواج مي‌ توان گفت فاصله كاملا از بين مي ‌رود و زن و شوهر به هم نزديك مي ‌شوند.


ازدواج

 حاصل از بين رفتن  فاصله ها صميميت است؛ يعني همسران با هم صميمي مي ‌شوند و از هم خجالت نمي‌ كشند.

شوخي حالتي است كه در صميميت پيش مي ‌آيد. شوخي حالتي مثبت در ذهن است و موقعي ايجاد مي ‌شود كه فردي، موضوعي ناهمخوان، غيرمنتظره يا سرگرم ‌كننده را بگويد يا انجام بدهد يا موقعيتي با همين توصيف براي كسي اتفاق بيفتد كه ديگران را بخنداند.

اما در زندگي مشترك هميشه شوخي باعث خنده نمي ‌شود. گاهي شوخ‌ طبعي زياد باعث دلخوري مي‌ شود. وجود شوخي در زندگي مشترك لازم است و نبود آن و خشكي رفتار همسران با هم مي ‌تواند مشكل‌ ساز شود. در ادامه به نكات بيشتر و دقيق‌ تري راجع به شوخ‌ طبعي همسران اشاره مي ‌كنيم.

 

شخصيت‌ هاي شوخ ‌طبع

شوخ‌ طبعي خصلتي است كه بعضي افراد از آن برخوردارند. افراد شوخ ‌طبع معمولا از خنداندن ديگران لذت مي‌ برند. اين افراد زياد مي ‌خندند و اهل لطيفه گفتن و تعريف كردن خاطرات خنده ‌دار هستند و اتفاقات را از ديد طنز مي ‌نگرند.

در ميان اين افراد، كساني هستند كه زندگي را نيز شوخي مي ‌گيرند و هيچ اتفاقي نمي ‌تواند آنها را ناراحت كند و در واقع در شوخي كردن و به شوخي گرفتن مسائل افراط مي‌ كنند. معمولا همسران اين دسته آنها را بي‌ مسووليت مي ‌دانند؛ چون هيچ وقت نگران مشكلات و اتفاقات نيستند و همسرشان مجبور است به جاي آنها هم نگران باشد.

 

همسران كساني كه زندگي را شوخي مي‌ گيرند و در مسائل مهم زندگي جديت ندارند، به مرور عصبي و پرخاشگر مي‌ شوند و ديگر شخصيت همسران شوخ‌ طبع شان برايشان جذاب نيست و گاهي عذاب‌ آور هم هست. اين افراد بايد به ياد داشته باشند كه زندگي را بايد جدي گرفت و در قبال آن احساس مسووليت كرد. افراد شوخ‌ طبع چون مي‌ توانند استرس و اضطراب را براحتي از خود دور كنند، با كمي تغيير در رفتارشان مي‌ توانند به همسرشان آرامش دهند نه اين ‌كه با شوخي گرفتن همه چيز او را عصبي كنند. اين افراد مي ‌توانند از آرامش ‌شان در جهت مثبت استفاده كنند.

در مورد شوخي و بذله بايد مراقب بود كه در آن، فرد خاصي هدف قرار نگيرد؛ بلكه موقعيت‌ ها بهانه اصلي شوخي و بذله باشند.

دسته ‌اي ديگر از افراد شوخ‌ طبع، كساني هستند كه همه چيز را مسخره مي ‌كنند و مسخره كردن را با شوخي اشتباه مي ‌گيرند. همسران اين افراد اعتماد به نفس خود را از دست مي ‌دهند؛ چون دائما در حال مسخره شدن هستند. اين افراد از اشتباهات لغوي تا زمين خوردن يا نقاط ضعف افراد نمي ‌گذرند و آنها را به سخره مي‌ گيرند. آنها متوجه اين موضوع نيستند كه همسرانشان دلشكسته و غمگين مي ‌شوند.  آنها بايد ياد بگيرند كه مسخره كردن ديگران را مي ‌رنجاند و خنداندن ديگران به قيمت آزار رساندن به كس ديگري اصلا كار درستي نيست. در مورد شوخي و بذله بايد مراقب بود كه در آن، فرد خاصي هدف قرار نگيرد؛ بلكه موقعيت‌ ها بهانه اصلي شوخي و بذله باشند. توجه كنيد كه مضحكه قرار دادن يك نفر در جمع، جنبه طنز ندارد و حتي شوخي هم نيست. فقط مي ‌توان آن را تظاهر مستقيم پرخاشگري دانست. اين كار موجب افزايش تنش در جمع و كاهش سطح بهداشت رواني مي ‌شود و در همسران باعث از بين رفتن دوستي و محبت بين آنها خواهد شد.

شخصيت‌ هاي متضاد،‌ ابتداي كار براي هم جذابند؛ اما وقتي وارد زندگي مي ‌شوند، اين تفاوت ‌هاي آشكار باعث ايجاد مشكلات در زندگي مي ‌شود.

دسته ‌اي ديگر از افراد شوخ‌ طبع، كساني هستند كه در عين شوخ ‌طبعي با مسووليت و جدي‌ اند و به ديگران و بخصوص همسرشان احترام مي ‌گذارند و مواظبند با شوخي، كسي را ناراحت نكنند. اين افراد با شوخ‌ طبعي خود به ديگران آرامش مي ‌دهند و باعث مي ‌شوند ديگران در كنار آنها شاد باشند.

خنده

حال فرض كنيد يك فرد بسيار جدي با شخصي ازدواج كند كه همه چيز را به شوخي مي ‌گيرد و به هيچ چيز زندگي اهميت زيادي نمي ‌دهد. شخصيت‌ هاي متضاد،‌ ابتداي كار براي هم جذابند؛ اما وقتي وارد زندگي مي ‌شوند، اين تفاوت ‌هاي آشكار باعث ايجاد مشكلات در زندگي مي ‌شود. فرد جدي مي‌ خواهد توجه همسرش را بر مسائل زندگي متمركز و با همكاري جدي او مشكلات را حل كند؛ اما همسرش مي‌ خواهد او سختگير نباشد و همه چيز را اينقدر جدي نگيرد. اين همه فاصله در اختلاف عقيده مشكل ‌ساز است، مگر اين‌ ‌كه هر دو طرف از اين همه جديت يا اين همه شوخ‌ طبعي دست بردارند و به تعادل برسند.

 

 

 

شوخي يا بيان دلخوري‌ ها

بعضي افراد براي اين‌ كه اعتراض ‌ها و ناراحتي ‌هاي خود را بيان كنند، از راه شوخي وارد مي ‌شوند و با جمله ‌هاي كنايه ‌آميز حرف خود را مي ‌زنند. اين كار تا جايي كه به بي ‌احترامي و مسخره كردن نينجامد، اشكالي ندارد. شما بايد در رفتار همسرتان دقت كنيد و از شوخي‌ هاي او متوجه منظورش بشويد، اما اين دقت نبايد تبديل به يك وسواس شود، طوري كه هر شوخي را به منظور ناراحتي برداشت كنيد. كسي كه دلخوري‌ هايش را با شوخي بيان مي ‌كند، شايد در گفتن مستقيم آن دچار مشكل است و شايد هم دوست ندارد راجع به اين موضوع بحث كند. او فقط مي ‌خواهد ناراحتي ‌اش را بيان كند. يادتان باشد كه شما بايد آنقدر با همسرتان دوست باشيد كه بتوانيد براحتي ناراحتي‌ هاي خود را به او بگوييد و همسرتان نيز با شما اين گونه باشد. پس از كنايه زدن بپرهيزيد؛ اما بيان دلخوري ‌ها براي زماني كه نمي ‌توان براحتي حرف دل را زد، مي ‌تواند يك راه باشد كه البته نبايد در آن افراط كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 11:34  توسط رازی  | 

زندگی در کنار زنان ناسازگار


امروزه سخن گفتن از حقوق زنان بازار داغی دارد اما کمتر راجع به حقوق مردان و تکالیف زنان در قبال همسرانشان بحث می شود . اگر بخواهیم به نرخ جامعه امروز نان بخوریم باید هر گاه از زنان سخن می گوییم با تعریف و تمجید و تشویق مزینش نماییم و خیلی تند نرویم . قوانین اسلام را نیز آنجا که به حقوق شوهران پرداخته ،آنقدر رقیق کنیم و با چاشنی های روانشناسی و امثالهم درآمیزیم تا به کسی برنخورد و خلاف مشهور نشود.

زندگی  در کنار زنان ناسازگار

اگر در گوشه و کنار این مرز و بوم، در روستایی دور افتاده یا در شهری مرزی هنوز ،رسم و رسوماتی وحشتناک و غیر انسانی وجود دارد که زنان را تحت فشار ظلم و ستم در آورده است ،در عوض در کلان شهرهای ما کم نیستند مردان متمدن کم جراتی که روزی چند بار از ازدواج خود اظهار پشیمانی می کنند.

قدر ناشناسی و بی توجهی نسبت به حقوق شوهر، عدم رعایت حال او در مواقع خستگی و کار ، داشتن توقعات بالا و بیش از حد ،دخالتهای بی جا در مسائل شخصی وی ، به حساب نیاوردن او در تصمیم گیریها،قطع رابطه با خانواده و بستگان درجه یک او، بد زبانی و... شرحی از بدبختی های بسیاری از مردانی است که در عین مظلومیت ،خود را مقصر همه کم و کاستی ها نیز می دانند. مردانی که بیشتر وقتشان را صرف کارهای سخت با درآمدهای کم می نمایند و خود ساده روزگار می گذرانند اما هر چه بیشتر فداکاری می کنند کمتر مراعات حالشان می شود.

بالا رفتن سن ازدواج و بجا گذاشتن فرزندان تا سنین بالا در خانه پدر ،بالا رفتن سطح تجملات زندگی ،فشار روانی تبلیغات اقتصادی و...مشکلاتی است که بیش از حد مسئولیت پدر خانواده را سنگین کرده است  که اگر بنا باشد با بدرفتاری های همسر و فرزندان جمع گردد برزخی ساخته می شود که یک سویش به سمت تحمل فشارها و انزوای روانی و سوی دیگرش به سمت لاابالی گری و فرار از زیر بار مسئولیت اشاره می کند؛ لذا وقتی پای درد دل بسیاری از مردهای گرفتار در دام انحرافات اجتماعی می نشینی چاره ای نداری جز آنکه تا حدی هم به ایشان حق بدهی .

چنانچه خشونتی در خانواده ای اتفاق می افتد باید شرایط قبل از دعوا و شرایط روحی و جسمی مرد و نوع رفتار و سخن گفتن زن نیز بررسی شود تا قضاوتی درست و راه حلی مناسب به دست آید.خشونت ظاهری همیشه ملاک قضاوت نیست .گاهی وقتها ستمی که یک زن به مرور و در اختفای یک خانواده به مردی روا می دارد بسیار دردناکتر از سیلی مردی است که بر صورت همسرش می خورد.

 

قدرناشناسی بدترین ویژگی زنان ناسازگار

 قدر دانی فرمولی دارد که اگر کسی با آن آشنا باشد ،هیچگاه از خیر و منفعت آن صرف نظر نمی کند .قدر دانی همواره موجب افزایش نعمت می شود .اگر زنی ویژگی قدر دانی را در خودش تقویت کند و عادت کند خوبیهای همسرش را درک کرده و با اخلاق و رفتار خود از او سپاسگزاری کند ،خیلی زود متوجه بهتر شدن اخلاق و رفتار او نیز خواهد شد.

این قانون طبیعی قدر دانی است .خداوند در سوره ابراهیم با توجه به قانونی که خود در طبیعت قرارداده می فرماید: « ...لَئِنْ شَكَرْتُمْ‏ لَأَزِیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ»(آیه،7): اگر سپاسگزارى كنید بر نعمت‏ها خواهم افزود و اگر ناسپاس باشید شما را عذاب خواهم كرد.

قدر دانی فرمولی دارد که اگر کسی با آن آشنا باشد ،هیچگاه از خیر و منفعت آن صرف نظر نمی کند .قدر دانی همواره موجب افزایش نعمت می شود .اگر زنی ویژگی قدر دانی را در خودش تقویت کند و عادت کند خوبیهای همسرش را درک کرده و با اخلاق و رفتار خود از او سپاسگزاری کند

روانشناسان از جمله دکتر جان گری یکی ازمهمترین نیازهای روانی مردان را ،نیاز به قدرشناسی معرفی کرده و آن را سبب رفتار بهترشان می دانند(مردان مریخی زنان ونوسی).در دین ما ناسپاسی در مقابل زحمات شوهر گناه بزرگی محسوب می شود.در روایت است که پیامبر (ص) بر گروهى از زنان عبور كرد، فرمود: «سلام بر شما اى كفران نعمت‏كنندگان» ؛ زنها عرض كردند: بخدا پناه مى‏بریم از این كه نعمتهاى خدا را ناسپاسى كنیم. فرمود:«هر كدام از شما وقتى كه از شوهرتان خشمگین مى‏شوید مى‏گویید: هرگز از تو خیرى‏ ندیدم‏»(مجموعه ورام، ص24)

 وقتى زنى به شوهر خود گوید از تو خیرى‏ ندیدم‏ اعمال نیكش از بین می روند. إذا قالت المرأة لزوجها ما رأیت منك خیرا قطّ فقد حبط عملها.(نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص198)

زندگی  در کنار زنان ناسازگار

همانطور که خداوند منت گذاشتن را برای مرد ممنوع کرده است ،قدرناشناسی و ندیدن خوبیها را نیز بر زن حرام کرده است .زنی که لباس تنش ،غذای سفره اش، پول توی کیفش،خانه ای که در آن زندگی می کند ،همه از نعماتی است که با زحمت شوهر یا به اعتبار او به دست آورده است ،چگونه نسبت به او ناسپاس است و قدر نمی داند. درحالیکه وقتی غریبه ای یک لیوان  آب به او تعارف می کند خود را ملزم به تشکر و سپاسگزاری می داند ولی در مقابل شریکی که هر روز ساعات زیادی از وقتش را برای رفاه او و فرزندانش کار می کند،سپاسگزار نیست و نسبت به کوچکترین عیوب او سختگیر است.آیا کمترین حد سپاسگزاری ،خود داری از آزار او با زبان و رفتار نیست.

برخی از زنان گمان می کنند صرف انجام  کارهای خانه ،به وظیفه خودعمل کرده اند لذا با وجود  تحمل زحمات فراوان در خانه ،ملاحظات اخلاقی ندارند. درحالیکه خداوند بزرگ که خود خالق زن و مرد است با علم به روحیات زن و شوهر ،کارهای خانه را بر زن واجب نساخت اما جلب رضایت شوهر و خوب رفتار کردن با وی را بر او واجب ساخت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 11:29  توسط رازی  | 

تقسيم‌ كار ‌در ‌خانه


در گذشته‌هاي دور وظايف زن و مرد با مرزي بسيار دقيق‌تر از امروز تعيين شده بود. مردها بيرون از خانه كار مي‌كردند و زنان داخل خانه. اما امروز درصد بالايي از زنان در جامعه فعاليت دارند و شاغل‌ هستند. از طرفي امروز ديگر كار خانه براي مردها غريب نيست و اين تفكر كه كار خانه فقط وظيفه زن است از بين رفته است، اما هنوز بسياري از مردها فكر مي‌كنند كه كار خانه وظيفه زن است.

تقسيم‌ كار ‌در ‌خانه

همه ما فارغ از شغلي كه داريم همراه همسرمان در يك خانه زندگي مي‌كنيم كه به نسبت ساعاتي كه در آنجا هستيم، كارهايي بايد انجام دهيم. اما راجع به اين كه كارهاي خانه وظيفه كيست، سوالات زيادي وجود دارد مثل اين‌كه آيا كارهاي خانه وظيفه زن خانه است؟ آيا اگر مردي در خانه كار مي‌كند به همسرش لطف كرده است؟ آيا يك زن خانه‌دار حق ندارد در مورد سختي كار در خانه گله كند و از كسي كمك بخواهد؟ آيا وظيفه يك زن خانه‌دار انجام دادن همه امور خانه است و بايد كارهاي شخصي ديگر اعضاي خانواده را هم انجام دهد؟ اگر اين سوالات بدرستي پاسخ داده شود، شايد بسياري از مشكلات بين زن و شوهرها بر سر تقسيم كارهاي خانه حل شود، چون طرز فكر ما راجع به هر موضوعي در رفتارمان نسبت به آن تاثير مي‌گذارد.

در گذشته‌هاي دور وظايف زن و مرد با مرزي بسيار دقيق‌تر از امروز تعيين شده بود. مردها بيرون از خانه كار مي‌كردند و زنان داخل خانه. اما امروز درصد بالايي از زنان در جامعه فعاليت دارند و شاغل‌ هستند. از طرفي امروز ديگر كار خانه براي مردها غريب نيست و اين تفكر كه كار خانه فقط وظيفه زن است از بين رفته است، اما هنوز بسياري از مردها فكر مي‌كنند كه كار خانه وظيفه زن است، در حالي كه وقتي مردي زني را به همسري خود بر مي‌گزيند، وظيفه دارد مايحتاج زندگي او را تامين كند، پس كار بيرون وظيفه مرد است. با اين حال باز هم گاهي زن و شوهرها نمي‌توانند در امر تقسيم كار به توافق عادلانه‌اي برسند.

 

چگونه تقسيم كار كنيم؟

بعد از اين‌كه مرد قانع شد‌كار خانه وظيفه زن نيست و بايد به او كمك كند و زن هم باور كرد كه همه كارها را نبايد به تنهايي انجام دهد، حال نوبت به تقسيم كار مي‌رسد. قبل از هر چيز فهرستي از كارهايي كه در خانه هست تهيه كنيد و هر كدام از زن و مرد كارهايي كه تمايل به انجام آن را دارند علامت بزنند، مثلا بيشتر مردها آشپزي را دوست ندارند و زن‌ها هم از پس كارهاي تعميراتي و سنگين بر نمي‌آيند، قبل از هر چيز اين كارهاي خاص را در فهرست‌هاي جداگانه‌اي بنويسيد تا وظايف ثابت هر كدام مشخص شود. البته بايد دقت كنيد كه اين فهرست‌ها پاياپاي هم پيش بروند.

طبيعي است وقتي تمام كارهاي خانه روي دوش يك نفر باشد، اين احساس به او دست مي‌دهد كه در خدمت بقيه اعضاي خانواده است و از او سوء استفاده مي‌شود. اما اگر روحيه همكاري و تقسيم كار در خانه باشد، هيچ‌كس خسته نخواهد شد و همه از اين‌كه به هم كمك مي‌كنند، لذت مي‌برند

گام بعدي تصميم‌گيري راجع به كارهاي باقيمانده است كه با توافق هر‌دوي شما تقسيم مي‌شوند. شما مي‌توانيد بسته به خلاقيت و خواست خود تقسيم كار كنيد. مثلا زناني كه خانه‌دارند، مي‌توانند از همسرشان بخواهند كه جمعه‌ها به آنها در كار خانه استراحت دهند. گاهي نيز مي‌توانيد به صورت مقطعي كارها را با هم تعويض كنيد تا تنوع ايجاد شود.

 

چند نكته :

پس از اين‌كه تقسيم كار كرديد و به توافق رسيديد كه در كارهاي خانه با هم همكاري داشته باشيد، براي اين‌كه در اين امر موفق شويد به چند نكته دقت كنيد:

 اول : اين كه هر كدام از شما به قول و قرار خود عمل كنيد و در انجام آن كوتاهي نكنيد و آن را به تعويق نيندازيد. كارها را سرسري هم انجام ندهيد تا ديگري مجبور به تكميل آنها شود.

دوم : اين‌كه از كار هم ايراد نگيريد بخصوص زن‌ها از عملكرد شوهرانشان ايراد نگيرند تا آنها نيز نسبت به كار دلسرد نشوند.

سوم : اين كه هيچ‌وقت از جمله بلد نيستم،  استفاده نكنيد، چرا كه كارهاي خانه آنقدر پيچيده نيستند كه نتوانيد آنها را به نحو مطلوب انجام دهيد، بويژه مردها به بهانه اين‌كه كارهاي خانه را بلد نيستند، تن به اين كارها نمي‌دهند در حالي كه در مردهاي زيادي هستند كه تبحري بيش از زن‌ها براي انجام امور خانه دارند مانند آشپزي و همچنين هيچ كس حتي زن‌ها هم ذاتا كار خانه بلد نبوده‌اند و با تمرين آنها را آموخته‌اند.

تقسيم‌ كار ‌در ‌خانه

چهارم :

 اين‌كه يكي از بهترين راه‌ها براي همكاري در خانه اين است كه هر كس كارهاي خود را انجام دهد، اعم از زن و شوهر و فرزندان. اگر اين فرهنگ در خانواده جا بيفتد كه هر كس وسايلش را جابه‌جا كند، هر كس ظرف غذاي خود را به آشپزخانه ببرد و هر كس ريخت و پاش خودش را جمع كند، نصف مشكل حل مي‌شود و البته در اين امر پدر خانواده مهم‌ترين الگو براي فرزندان است، چرا كه بچه‌ها به پدر خود نگاه مي‌كنند و به همان ميزان كه او كارهاي خود را انجام مي‌دهد، بچه‌ها نيز نسبت به كارهاي خود احساس مسووليت مي‌كنند، مثلا اگرپدر بعد از اتمام غذا بلند شود و برود بچه‌ها هم همين كار را مي‌كنند، اما اگر پدر ظرف غذايش را به آشپزخانه ببرد و در جمع كردن ظروف كمك كند، بچه‌ها نيز ياد مي‌گيرند.

 

 

نكته آخر :  داشتن روحيه قدرداني است، اگر مردان بدانند كه قدردان بودنشان چقدر به زن‌ها انرژي مي‌دهد، هيچ‌وقت فراموش نمي‌كنند كه از همسرشان تشكر كنند.

بيشتر مردها وقتي همه چيز در خانه مرتب است هيچ عكس العملي ندارند ولي اگر كمي خانه به هم ريخته شود يا در موردي كوتاهي شود، بسرعت اعتراض مي‌كنند در حالي كه هر كس در ازاي كاري كه انجام مي‌دهد انتظار قدرداني دارد و زنان نيز لايق اين قدرداني هستند پس از آنها قدرداني كنيد، چرا كه كار خانه كاري سخت اما بدون مزد و تعطيلي است.

تربيت فرزندان

وقتي پاي فرزندان به ميان مي‌آيد همه مادر را مسوول تربيت او مي‌دانند پس علاوه بر كارهاي خانه پس از تولد فرزند وظيفه نگهداري و تربيت او نيز به عهده زنان انگاشته مي‌ شود. فرزندان از همان ابتدا خصوصياتي را از پدر خود و خصوصياتي را نيز از مادر خود به صورت ژنتيكي به ارث مي‌برند.

به همين ميزان هم در مسائل تربيتي هم از مادر و هم از پدر الگوبرداري مي‌كنند، اما به خاطر مجاورت بيشتر فرزندان با مادر، او كمي بيشتر از پدر بر فرزندان تاثيرگذار است، اما اين به معني آن نيست كه پدر هيچ مسووليتي ندارد.

هريك از ما توانايي‌هاي روحي و شخصيتي داريم كه همسرمان ندارد و بعكس، پس بايد هر كدام اين توانايي‌هاي مثبت را به فرزندان خود ياد دهيم و مكمل يكديگر باشيم.

مسلما تربيت فرزندان توسط پدر و مادر بسيار بهتر از اين است كه آن را فقط به مادر سپرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 11:27  توسط رازی  | 

چگونگی آموزه های دینی در كودكان و نوجوانان


اهمیت شناخت و رعایت مسائل دینی و باید و نبایدهای آن، هم‌چون ضرورت واكسینه كردن جامعه

 در برابر بیماری هاست.


چگونگی آموزه های دینی در كودكان و نوجوانان

اگر به پزشكی مراجعه كنیم و برای ما دارویی تجویز كند، نوبت بعد كه به او مراجعه كنیم، خواهد پرسید : آیا داروی قبلی را مصرف كرده اید؟ اگر متوجه شود كه داروی او را مصرف نكرده ایم ناراحت می شود. چون می‌داند علّت ماندگاری بیماری ما، نخوردن آن داروهاست. توصیه‌هایی كه در مسائل اخلاقی و تربیتی وجود دارد، همان نسخه‌های زندگی است. از همین رو یكی از دلایل لذّت نبردن از زندگی، عدم پای‌بندی به مسائل دینی و معنوی و در یك كلام، اخلاقی است. هر كدام از دستورالعمل‌های دینی پیام خاص دارد و برای پیش‌گیری و درمان بیماری‌های روحی بیان شده است. در واقع آیات و احادیث، فرمول‌های زندگی هستند.

باید توجه داشت كه اعمال و رفتار والدین در شكل‌گیری شخصیت دینی فرزندان بسیار مؤثر است. و این كه دین تنها آگاهی و شناخت نیست، بلكه مجموعه باورهایی است كه باید به آداب، اخلاق و عبادات داشته باشیم كه علاوه بر شناخت، می‌بایست جنبه اطاعت و عمل نیز پیدا كند.

بنابراین برخلاف تصور برخی- دین تنها به مسائل عبادی صرف مانند نماز و روزه خلاصه نمی‌شود. نوع نگاه والدین به دین بسیار مهم است. نتیجه عدم باورهای دینی، بروز رفتارهای خلاف دین از سوی بزرگ‌ترها و به دنبال آن فرزندان خواهد بود.

پای‌بندی والدین به اخلاقیات- البته در عمل و نه فقط در گفتار مهم‌ترین كانال انتقال این‌گونه مفاهیم ارزشمند به نسل آینده است. ناگفته پیداست كه بهره‌مندی از چاشنی‌هایی هم‌چون هدیه، مسافرت، تفریح و . . .  . مقاومت روانی كودكان و نوجوانان را در پذیرفتن این آداب اخلاقی و رفتاری به حداقل می‌رساند.

 

یكی از دلایل لذّت نبردن از زندگی، عدم پای‌بندی به مسائل دینی و معنوی و در یك كلام، اخلاقی است. هر كدام از دستورالعمل‌های دینی پیام خاص دارد و برای پیش‌گیری و درمان بیماری‌های روحی بیان شده است

چنان‌چه بیان كردیم مهم‌ترین عامل تداوم و ماندگاری روحیه دین‌داری نوجوانان و جوانان خود والدین هستند. اگر كودك، انجام امور دینی را به طور مرتب و مستمر در خانه شاهد باشد، در سنین بالاتر برای اجرای آن‌ها مسائل كم‌تری خواهد داشت. از رسول خدا نقل است كه فرمود : «خداوند رحمت كند كسی را كه در نیكی و نیكوكاری به فرزند خویش كمك كند. راوی پرسید چگونه؟ حضرت فرمود : آن چه را كه كودك در قوه و قدرت داشته و انجام داده است از او قبول كند، او را به گناه و طغیان وادار نكند، به او دروغ نگوید و در برابر او مرتكب اعمال احمقانه نشود.» (1)

پس باید پذیرفت كه اگر مشكلی در ضعف باورها و اعتقادات والدین باشد  انتقال مفاهیم دینی به فرزندان و نزدیكان موفقیت آمیز نخواهد بود  .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 19:12  توسط رازی  | 

چگونه همسرتان را مثل موم نرم کنید؟

شاید این كار، مثل موم‌ نرم كردن شوهران ، آرزوی خیلی از خانم‌ها باشد، اما آرزوی محالی نیست و رموز ساده‌ای دارد. برای این كار به چند توصیه‌ عمل كنید:

شاید این كار، مثل موم‌ نرم كردن شوهران ، آرزوی خیلی از خانم‌ها باشد، اما آرزوی محالی نیست و رموز ساده‌ای دارد. برای این كار به چند توصیه‌ عمل كنید:

ـ شنونده خوبی باشید.

ـ او را نصیحت نكنید، بویژه در حضور دیگران.

ـ شوهر خود را با دیگری مقایسه نكنید، از او ایراد نگیرید و تحقیرش نكنید.

ـ چارچوب فكری و ذهنی شوهر خود را بشناسید و او را آنچنان كه هست درك كنید.

ـ نسبت به وضعیت روحی شوهرتان دقیق و حساس باشید.

ـ در مورد مسائل مورد علاقه همسرتان اطلاعات كسب كنید و به آن احترام بگذارید.

ـ زمینه‌های حركت او را فراهم كرده و مانع رشد او نشوید.

ـ زبان نگاه را بیاموزید و ارتباط‌های غیركلامی با همسر خویش را بیشتر كنید.

ـ توقعات و انتظاراتی كه از او دارید را محترمانه برایش بیان كنید و از او نیز چنین بخواهید.

ـ هر روز بهانه‌ای برای ایجاد نشاط و شادابی در خانه پیدا كنید.

ـ انصاف داشته باشید و صادقانه همه‌چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

ـ بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

ـ هنگام ناراحتی او از وی انتقاد، گله و شكایت نكرده و او را محكوم نكنید.

ـ در جهت تامین نظر وی طوری دوستانه صحبت كنید تا احساس امنیت درونی كند.

ـ به جای احساساتی شدن آرام باشید و از تندی و اشك ریختن بپرهیزید.

ـ موقعیت خود را تغییر داده و مشكلات را در زمان و مكان بهتری مطرح كنید.

ـ عقاید خویش را تحمیل نكرده و با آرامش و صداقت بگویید، در قلب شما چه می‌گذرد.

ـ همچنان كه دوست دارید از شما گذشت كنند، خود نیز بخشش داشته باشید.

ـ در مقابل رفتار تند شوهرتان، شكیبا و بردبار باشید. (این یكی از توانایی‌های خاص زنان است)
ـ بر وی منت نگذارید و زحمات و ایثارهای خود را در زندگی به رخ او نكشید.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 19:10  توسط رازی  | 

دیدنی هایی که نباید دید


به نظر شما عامل موفقیت خانواده چیست؟ چرا برخی ازدواج ها موفق و برخی دیگر ناموفق است؟ تفاوت بین افرادی كه سالیان سال در زندگی زناشویی خود كامیاب هستند و كسانی كه پیوسته با مشكل مواجه هستند چیست؟ با آن كه بیشتر زوج ها با آرزوهای طلا‌یی زندگی زناشویی را آغــاز می كنند، چرا برخی فقط چنــد سال شادی را تجربه می كنند و برخی دیگر سالیان سال زندگی را با شور و شعف ادامه می دهند؟


مثبت گرائی

خانواده

از مهم ترین ویژگی های خانواده متعادل، توانایی برخورد مثبت و سازنده با جهان پیرامون و یا به عبارتی « مثبت گرائی » است. افراد و یا خانواده های واجد این خصیصه، شایستگی آن را دارند که در مواجهه با مسائل انسانی و پدیده ها، جنبه های مثبت، آموزنده و الهام بخش آن را مورد توجه قرار دهند و جنبه های منفی، حتی المقدور، مورد اغماض قرار گیرد.چنین حالتی، متاثر از کیفیّت روحی و نفسانی فرد است و تبلور باطنی زیبا، سیرتی دوست داشتنی و غنای درونی شخص می باشد. شخصی که دارای سیرتی زیبا شد، پیوسته در همسرش آنچه را که زیباست، مشاهده می کند و حتی برخی معایب او را حسن می بیند.

مثبت گرایی را می توان، « هنر خوب دیدن » نامید، که خود « هنر چگونه دیدن » است، و زمانی قابلیّت آن را می یابیم خوب ببینیم که چشم هایمان را این گونه تربیت کنیم. شخصیّت های بزرگوار و کریم النّفس، آن چنان بر تمامی اعضا و جوارح خود تسلط دارند که آن طور که بخواهند و اراده کنند، می بینند. از این رو مقدّمه « مثبت گرایی »، « مثبت نگری » است؛ ابتدا باید، خوبی ها و مثبت ها را دید و سپس بدان ها گرایید. تربیت نمودن چشم ها از جنبه دیگری نیز قابل توجه است و آن « هنر چه دیدن » می باشد. منظور از این عنوان، « هنر حلال دیدن » است؛ یعنی آنچه را که خدا به ما امر فرموده ببینیم و چشم های را از آنچه خدا نهی فرموده باز داریم و بپوشانیم و از این طریق بر مصونیّت اخلاقی خود و خانواده مان بیفزاییم.

 

مثبت گرایی را می توان، « هنر خوب دیدن » نامید، که خود « هنر چگونه دیدن » است، و زمانی قابلیّت آن را می یابیم خوب ببینیم که چشم هایمان را این گونه تربیت کنیم

اینک از کلام ارزشمند امام سجاد (علیه السلام) قسمتی را که تحت عنوان « حق چشم » بیان شده است، نقل می نماییم: حق چشم این است که: «آن را از نگاه های آلوده حفظ کنی و خوار و بی مقدار قرار ندهی. طوری نباشد که با آن به دیدهای نامناسب بپردازی، بلکه آن را برای دیدن آنچه موجب دانش عمیق تو می گردد و می توان از آن عبرت گرفت به کاربری. زیرا چشم دروازه ای است برای دیدن و نتیجه گیری های مفید از آنچه می توان دید.»1

از بیانات امام سجاد (علیه السلام) این گونه نتیجه می گیریم که اگر کسی حق چشم را مراعات ننمود، دل را به رنج خواهد افکند و زمانی که دل، اسیر شد، تزلزل در روابطش با همسر و شریک زندگی اش به وجود خواهد آمد.

 

خانواده

بررسی برخی از پرونده های دادگاه های مدتی خاص، موید آن است که آن دسته از زوجین که مبتلا به «نظر بازی» بوده و گرفتار آفت نگاه حرام شده اند و آزادانه چشمان خود را به هر سوی و هر کس می دوخته اند، مرتباً همسر خود را با چهره و ظاهر دیگران مقایسه نموده در نتیجه از همسر خود گریزان و با روحی سرگردان در حسرت آنچه که در اختیار دیگران است، روزگار نامیمونی را می گذرانده اند که این امر یا به گناهان بزرگتری منجر شده یا به دلسردی و بی مهری از شریک زندگی انجامیده، در نهایت با متلاشی شدن کانون گرم خانواده به پایان غم انگیزی رسیده است.

از این رو، اعضای خانواده متعادل با اتخاذ مثبت نگری و مثبت گرایی در دو زمینه که شامل توجه به جنبه های خوب و برجسته زندگی به ویژه همسر است و نیز خویشتن داری از نگاه به نامحرم و کف نفس، یکی از عوامل موفقیت را احراز می کنند.

 

توصیه های تربیتی

1. برای دستیابی به الگوی خانواده متعادل، سعی ما در این جهت متمرکز شود که فهرستی از قابلیت های همسرمان را در ذهن داشته باشیم و به عنوان یک اصل در زندگی به آن اهمیت دهیم.

2. در مناسبات با همسر و به ویژه در گفتگوهای متقابل، مخصوصاً به قابلیت های او اشاره نموده، تلاش به عمل آید که فضای صحبت ها، آکنده از مسائلی باشد که در وی تأثیر مثبت بر جای گذارد.

3. چنانچه مایل هستیم جنبه ای را در همسرمان ببینیم ولی در واقعیت آن را مشاهده نمی کنیم، ضروری است با تلقین مثبت به وی، تدبیری بیندیشیم که به تدریج این جنبه را احراز نماید؛ مثلاً مردی که احساس می کند همسرش در برخورد با مسایل ضعیف است، می تواند به او بگوید: «من، شخصیت صبور و توانای تو را در برخورد با مسایل تحسین می کنم.» و یا این عبارت که: «من یقین دارم، اجازه نخواهی داد در برابر مسایل، زود از پای در آیی.» و با این قبیل تلقین ها او را در شرایطی قرار دهد که صفت مورد نظر را به تدریج، احراز کند.

در جریان مثبت گرایی، برای پرهیز از رشد خود بزرگ بینی در همسر لازم است به تایید و تقدیر جنبه های خوب شخصیت وی اکتفا نموده از تحسین و تأیید تمامی شخصیتش خودداری کنیم

موارد مشابه آن در خانواده ای که مرد ضعف ها و کمبودهایی دارد نیز عیناً صادق است و زن می تواند از عباراتی نظیر جملات مذکور استفاده کند؛ به عنوان مثال مردی که چندان صداقتی در گفتار و رفتارش ندارد یا مردی که از نظر اخلاقی، قدری تندخو و خشن است، در این گونه موارد، شایسته است همسر چنین مردی به او اظهار کند: «من به صداقت تو در مسایل زندگی افتخار می کنم.» و یا در مورد بعدی بگوید: «می دانم که با این مشکلات، هر کسی خسته و عصبی می شود ولی خویشتن داری و صبر به شما برازنده تر است.»

خانواده

4. در جریان مثبت گرایی، برای پرهیز از رشد خود بزرگ بینی در همسر لازم است به تایید و تقدیر جنبه های خوب شخصیت وی اکتفا نموده از تحسین و تأیید تمامی شخصیتش خودداری کنیم. چه بسا با تشویق ها و تقدیرهای بی حساب و غیراصولی که باعث پرورش احساس خود برتربینی و نخوت در فردی شده ایم و علی رغم وجود انگیزه خیرخواهانه (به علت روش نادرست)، موجب بروز یک آفت شخصیتی در نزدیک ترین عضو خانواده گشته ایم.

5. گام عملی بعدی برای مثبت گرایی، کشف جنبه های مشترک روحی میان خود و همسر است. به مرور که سال های بیشتری از زندگی را با همسر سپری می کنیم، به خصوصیات ناشناخته ای از وی دست می یابیم و در میان آن ها وجوه اشتراکی را با ویژگی های شخصیتی خود می بینیم. ما زمانی می توانیم به درستی از جنبه های مشترک مان بهره ببریم که پس از شناخت آن ها، به تقویت شان بپردازیم.

حتی باید اذعان نمود که در خانواده های متلاشی و متزلزل هم، یک جنبه اشتراک فکری و روحی وجود دارد و آن علاقه قلبی و میل باطنی والدین به سعادت فرزند یا فرزندان شان است.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 19:8  توسط رازی  | 

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدف خلقت

یکی از پندارهای اشتباه این است که انسان فکر کند خودش، جهان اطراف و یا خلقت دنیا بیهوده است و در کلّ، زندگی و آفرینش بی­حکمت است. خداوند متعال این گمان اشتباه را چنین مورد مؤاخذه قرار می­دهد و می­فرماید:

«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا»1

آیا شما پنداشته­اید که عبث و بیهوده خلق شده­اید؟!

 برخی از خود سؤال می کنند که خداوند چرا ما را خلق کرد؟ عدّه­ای می­پرسند با این همه مشکلات و بلا و مصیبت آیا خلقت ما هدفی داشته است؟ و یا اصلا چرا ما خلق شده ایم؟ و علَت آفرینش چیست؟

البته سؤال کردن از چیستی و هدف خلقت، خود نکته­ای است و این که گمان شود جهان بیهوده آفریده شده بحثی دیگر است، و آن­چه حرفی گزاف است فرض بیهوده بودن خلقت می­باشد.

با نگاهی که برخی به زندگی داشته و آن­را خالی از هرگونه هدف می­پندارند، حیاتی حیوان­وار انتخاب کرده و مانند چهارپایان زندگی می­کنند و تمام همّ و غمّ آنان شهوت و شکمشان می­باشد که قرآن کریم در توصیف این­گونه زندگی کردن می­فرماید:

«لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّيَفْقَهُونَ بِهَا، وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّيُبْصِرُونَ بِهَا، وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّيَسْمَعُونَ بِهَا، أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ، بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»2

دل­هايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى‏كنند، و چشمانى دارند كه با آن­ها نمى‏بينند، و گوش­هايى دارند كه با آن­ها نمى‏شنوند، آنان همانند چهارپايان بلكه بد‏ترند، [آرى] آن­ها همان غافلان هستند.

البته برخی نیز به استعدادهای بشری نظری انداخته و می­گویند آیا انسان همه استعدادهای خود را به فعلیّت می­رساند؟ آیا این عمر شصت، هفتاد، هشتاد و نود ساله کفاف آن­را می­دهد؟ وقتی عمر انسان برای دست یابی به نیل به کمال کافی نیست، پس چرا خلق شده­ایم؟ در حالی که نگاه به استعدادها و توانائی های بسیاری که در وجود انسان قرار داده شده، می­تواند در توجّه به مبدأ و درک حکمت آفرینش، ما را یاری نماید. با این حال خداوند متعال که خود حکیم است جهان را بدون حکمت نیافریده و هدف خلقت انسان را تعالی، رشد و نیل به کمالات معنوی و الهی بیان می­کند و هر کس که به صفات الهی بیشتر نزدیک گردد، به کمال نزدیک­تر می­شود که خود فرمود:

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى، وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا، وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»؛3

اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يك ديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.

این تقوا همان دارا شدن صفات الهی است که انبیاء الهی، اهل بیت و ائمَه معصومین (علیهم­السّلام) جامع این صفات گردیده و مقرّبین خاص درگاه الهی هستند. امّا در میان ایشان حضرت فاطمه زهرا (سلام­الله­علیها) از جایگاهی ویژه برخوردارند که به روایتی قدسی که دارای سندی عالی و معتبر است در این زمینه اشاره می کنیم.

متن حدیث قدسی به شرح ذیل است:

«جابر بن يزيد الجعفي، عن جابر بن عبد الله الانصارى، عن رسول الله (صلَى الله عليه وآله) عن الله تبارك و تعالى إنَّهُ قَالَ: يَا أحمَدَ، لَولاکَ لَمَا خَلَقتُ الأَفلاکَ، وَ لَولا عَلِيٌّ لَمَا خَلَقتُکَ، وَ لَولا فَاطِمَهُ لَمَا خَلَقتُکُمَا. ثُمَّ قَالَ جَابِرٌ: هَذَا مِن الأَسرَارِ الَّتِي أَمَرَنَا رَسوُلُ اللهِ (صلَي‌الله‌عليه‌وآله) بِکِتِمَانِهِ إلا عَن أهلِهِ»؛4

به سندی متصل از ما به جناب جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله) روايت شده که حضرت فرمود: خداي تبارک و تعالي فرمود: اي احمد، اگر تو نبودي افلاک را نمي‌آفريدم! و اگر علي نبود تو را نمي‌آفريدم! و اگر فاطمه نبود هيچ‌يک از شما را نمي‌آفريدم! پس جابر گويد: اين روایت از اسراري است که رسول الله (صلَي‌الله‌عليه‌وآله)، ما را امر کرده که آن را از نا اهلان مخفی و پوشیده داریم. 

خداوند متعال می فرماید: اگر همه عالم نباشد و فقط وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) باشد این خلقت تمام و کامل است، چرا که او جامع تمام صفات الهی است و در بندگی جمیع کمالات ­را تحصیل نموده است.

با این هدف­گذاری و توجَه باری تعالی، مشخص می­شود که سیر زندگی انسان نیز باید به سمت خدا باشد تا معنا و هستی پیدا کند و خود را محور و مدار نبیند و نداند، که داستان موری خواهد بود که آب او را می برد و بیچاره فریاد می­زد دنیا را آب برد. و گرنه آدم هیچ است و بدون بندگی خدا و توجَه به صفات الهی، بهای او کمتر از چهارپایان خواهد بود. چرا که حضرت باری تعالی بی شمار انسان آفریده و قبل از خلقت آدم نیز خلقت­های دیگر داشته5 و او فیّاض است و فیضش علی الدوام بوده و خواهد بود و در این بین انسان باید خود بخواهد تا از فیض الهی بهره برد و هر کس بهره بیشتری کسب کرده و در بندگی کوشاتر باشد، به درگاه الهی مقرّب­تر خواهد شد. و حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این امر برترین و کامل­ترین هستند.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستی خود را در چه مسیری فدا کردند؟

نکته مهمّی که در حیات مقدَس حضرت فاطمه (سلام الله علیها) وجود دارد این است که حضرت با این اوصاف و کمال، به شهادت رسیدند. و شهادت ایشان اهمیّت موضوعی را می­رساند که باید بنده برگزیده خدا و علّت خلقت جهان هستی و تمام انبیاء و اولیاء الهی خود را فدای زنده ماندن آن کند.

ولایت و امامت، نکته مورد توجّه حضرت ایشان بود که با تمام وجود و هستی وارد میدان مبارزه با دشمنان ولایت شده و قربانی احیای ولایت شدند.

ولایت جایگاهی دارد که حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا (علیها السَلام) سکوت در برابر هتک آن را جایز ندانسته، تا جایی که وجود مقدَس خود را فدای آن می­کند.  این ولایت در اختیار معصوم (علیه السَلام) بوده و خود در دوران غیبت آن را به مقام فقیه جامع الشَرائط تفویض کرده­اند و حمایت و دفاع از آن را نیز به ما آموخته و طلب کرده اند. مقام ولایت­فقیه حجّت معصومین بر بندگان خدا می­باشد که حضرت صاحب الزَمان (ارواحنافداه) فرمودند:

          «فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ، وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ»؛6

اينان (فقهاء) حجّت من بر شمايند و ما حجّت خدائيم.

و از حضرت امام حعفر صادق (علیه السَلام) هم روایت شده که حضرت فرمودند:

          «فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً»؛7

          من او را حاکم بر شما قرار دادم.

شبهه معصومیّت ولایت فقیه:

برخی شبهه­ای مطرح می­کنند که  ولایت فقیه که معصوم نیست و به همین دلیل هم نباید از او اطاعت کرد. پاسخ این که شرط اطاعت از فقیه عصمت نیست بلکه تخصَص، تقوا و جامع الشَرائط بودن ایشان است. نمونه مثال آن اطاعت و گوش دادن به حرف جرّاح و پزشک است که اگر جرّاح متخصّصی بگوید که قلب نیاز به جرّاحی دارد و خطر مرگ انسان را تهدید کند، مریض قلب خود برای جرَاحی در اختیار پزشک قرار می­دهد. در فقیه هم تخصَص، تقوا، آشنائی به زمان و مکان، مدیر و مدبّر بودن شرط لازم برای نیل به این منصب است. از این جهت نبیَ مکرَم اسلام و امام موسی بن جعفر (سلام الله علیهما) فرمود:

«لِلمُصیِبِ اَجرَانِ، وَ لِلمُخطِیِ اَجرٌ وَاحِدٌ»8

او (فقیه) که نظرش به واقع اصابت کرد دو پاداش دارد و او که به خطا افتاد یک مزد دریافت می­کند.

در هر حال، او مزد زحمتش را دریافت داشته و نسبت به او نه تنها اعتراضی وارد نیست که باید شاکر نیز بود.

  ---------------

پی نوشت ها:

1. مومنون (23)، آیه 115.

2. اعراف (7)، آیه 179.

3. حجرات (49)، آیه 13.

4. علي نمازي شاهرودي، مستدرك سفينة البحار، ج 3، ص 169، و نیز آقا بزرگ تهرانی، الذريعة، ج 21، ص 102، و بحارالانوار، ج 15، ص 28، ج 16، ص 406، و نیز ج 57، ص 199.

5. بحار ج 25، ص 25 و26، و نیز ر.ک: محدث قمی، سفینه البحار  و صدوق، توحید.

6. وسایل الشیعه، ج 18، باب 11، ح 9.

7. اصول كافی، ج 1، ص 67، ح 10، و نیز وسائل الشیعه، ج 18، ص 98.

8. ابو منصور حسن بن زین الدین عاملی (صاحب معالم)، معالم الاصول، ص 236، مسلم، صحیح، ج 3، ص 1342، بخاری، صحیح، ج 8، ص 157، ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج 1، ص 60، ابو حامد محمد غزالی، المستصفی، ص 360.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 18:46  توسط رازی  | 

 ای تپش قلبم دوستت دارم


بین مادر شدن و مادرانگی فاصله مفهومی وجود دارد. فاصله‌ای که مادرانگی را مفهوم تکامل یافته مادر بودن قرار می‌دهد. درواقع مادر شدن، همه مادرانگی نیست، بلکه بخشی از آن است و مادرانگی را می‌شود جریان سیال مادر بودن دانست. جریانی که با وجود یافتن کودکی در درون زن، و تولد و زایش او تمام نمی‌شود. جریانی که قابل تسری و گسترش یافتن است.

مادر

بنابراین وقتی از تجربه مادر بودن حرف می‌زنیم، منظورمان از زایش، تولد انسان و تجربه‌های گوناگون زنان در مواجهه با آن است. بنابراین آنچه به آن اشاره می‌کنیم مفهوم مادر بودن انسانی است که در این زمان و این مکان زندگی می‌کند.

ما زنان چه قدر برای مادر شدن برنامه ریزی داریم؟ برای شخص من وقتی تجربه مادر شدن را می‌گذراندم، این تجربه، ترکیبی از هراس آمیخته به تلخی بود. حتی از تغییر طبیعی احساسات خودم نسبت به محیط بیرونی بی‌خبر بودم. به طور طبیعی در مورد تغییرات جسمی مطالعاتی انجام دادم که بدانم کودکی که در من رشد می‌کند، چه ویژگی‌های فیزیکی دارد. حتی در مورد رشد بالینی و نیز رشد تربیتی او مطالعه می‌کردم. اما از فرآیند تغییری که از این گذار، بر من و در من ایجاد می‌شد، نه چیزی می‌دانستم و نه چیزی می‌خواندم. درواقع انگار من، مهم نبودم. بلکه همه ارزش من – حتی به طور ناخواسته برای خودم- به موجودی داده می‌شد که در من و از من وجود می‌یافت. نمی‌دانستم که من نیز در حال تغییرم. حساسیت‌های فراوانم نسبت به همه عوامل محیطی، باعث حیرت و واکنش اطرافیانم می‌شد. حتی گاهی رفتارم برای خودم هم ناشناخته و غریب بود. من که بودم؟ و چه می‌شدم؟ این سوالی بود که جوابی برای آن نداشتم و راهنمایی هم نبود.

دلسوزانه‌ترین چیزی که در این مورد می‌شنیدم این بود که همه اینها طبیعی است و می‌گذرد! مادر بودن، حتی در غریزی‌ترین شکل آن ، مسوولیتی ملموس است که گریبانت را رها نمی‌کند. فقط فردی که می‌تواند هر شب تا صبح بارها و بارها از خواب بلند شود، از آسایش و آرامش، از کار و هر اتفاق مهم دیگری تا پیش از این می‌زند، تا امنیت و رفاه یک موجود ناتوان وابسته به او را تضمین کند، می‌تواند دریابد که تغییر، فرآیندی است که با باروری و زایش تازه شروع می‌شود و نه فقط تا شیرخوارگی و پس از آن ، که تا لحظه‌ای که مادر زنده است، او را رها نمی‌کند. گفتن این واژه‌ها همان قدر آسان است که شنیدن آن. همانطور که همه ما تا به حال ممکن است بارها آن را شنیده باشیم یا به چشم دیده باشیم.

اى مادر، اى همیشه خوب من! تو مفهوم بهارى، از دهانت یاس مى‏روید، تو به زیبایى زیباترین غزل عاشقانه‏اى. عطر تو كه باشد از تمام یاس‏هاى معطر عشق لبریزم

 

لذا در برخی جوامع مثل جامعه ما بیشترین تلاش بر این بوده که بر وجوه ارزشی غیرمادی مادر بودن ارج گذاشته و برآنها تاکید شود. و حالاست که می توانم قطره ای از تلاشو زحمت بی دریغ مادرم را درک کنم.

 

تقدیم به مادرم و همه مادرانى كه همانند او مهربانند و دوست داشتنى اند .

درخشنده‏ترین ستاره آسمان عشق، اى بى‏همتا در بذل محبت، زیباترین واژه در كلام، دریاى پر خروش احساس، چشمه جوشان محبت، مهربان‏ترین موجود هستى‏ام.

 

مادرم!

مادر

دوست دارم دنیا دنیا سلام به تو هدیه كنم. عزیز جان و دل، سلام و هزاران بار سلام. سلامى به گرمى آفتاب و به طراوت گل، چو بوى خوش بهاران، سلامى به سبزى بهار، به زلالى چشمه‏سار، سلامى به صداقت عشق، به سخاوت خورشید، سلامى مثل نرگس‏هاى باران‏خورده تازه صمیمى و معطر، اكنون كه این نامه را مى‏نویسم از تو اى همیشه خوب، دورم و مشغول تحصیل در شهرى دیگر هستم.

مادرم، نمى‏دانم چه بنویسم كه هنوز از چشمانم نخوانده باشى.

امشب هم اشك مى‏ریزم، به یاد تو و چشمان زیبایت. چشمانى كه لبریز از صمیمیت و صفا و تهى از بغض‏ها و كینه‏هاست. دلم مى‏خواهد امشب در مقابل دیدگان آرام‏بخش تو زانو بزنم. دلم مى‏خواهد امشب در آغوشت رها بشوم و با نوازش دستان مهربانت به خواب بروم ... .

مادر عزیزم، از آن هنگام كه تو را شناختم، دست نوازشگر تو را بر روى سرم احساس كردم، دستى كه تكیه‏گاه دستانم شد و به من راه رفتن آموخت. دستى كه در هنگام بیمارى دستمال خیس بر سرم نهاد و دستى كه به درگاه خداوند بالا مى‏رفت و شفاى من را طلب مى‏كرد.

مادرم، اى مهربان‏ترین، چه شب‏هایى كه من و تو تنها به سر بردیم و با هم چه راز و نیازها كه نكردیم ... .وقتى دست‏هاى نیازم به سوى تو دراز مى‏شد احساس گرم و مطبوعى سراسر بدنم را فرا مى‏گرفت. وقتى دلم با نگاه پر از محبتت مى‏لرزید، وقتى كه انگشتان زجر كشیده‏ات لابه‏لاى موهایم مى‏لغزید، وقتى با صداى خنده‏ام مى‏خندیدى و با هاى‏هاى گریه‏ام اشك مى‏ریختى، من مى‏ماندم و صفایت كه خدایا قلب مادر چقدر بزرگ است.  و تنها به این آرزو دل‏خوش بودم كه روزى بتوانم تمام محبت‏هایت را جبران كنم.

مادرم، معناى محبت را در چشمانت خوانده‏ام، مفهوم گذشت را در وجودت دیده‏ام و تپش قلبت را براى خود یافته‏ام. در طول زندگى نه چندان طولانى‏ام هیچ انسانى را به پاكى و مهربانى تو ندیده‏ام. هیچ شانه‏اى را مطمئن‏تر از شانه‏هاى تو ندیده‏ام كه سر بر آن بگذارم و در دلتنگى‏هایم اشك بریزم

هیچ قلبى را امن‏تر از قلب تو نیافته‏ام كه اسرارم را برایش فاش كنم و هیچ دستى را نوازشگرتر از دست‏هاى تو نیافته‏ام تا بوسه بر آن دهم. مادرم، دوستت دارم كه مرا در جان خود پرورده‏اى و با تحمل دردى جانكاه به دنیا آورده‏اى و از شیره جانت تغذیه‏ام كردى و براى بزرگ كردنم از جان شیرینت مایه گذاشتى ... .

 

عزیز جانم، تو در سراسر زندگى‏ام جریان دارى، در تمامى افق‏هایى كه به من ختم مى‏شود لحظاتى كه دلگیرم و زمانى كه به محبت نیاز دارم، هنگامى كه آرزومندم و زمانى كه غمگینم.

تویى تمام وجودم، تویى كه با تمام وجود محبتت را نثارم كرده‏اى و مى‏كنى. تو همانى هستى كه مهرت را بى‏دریغ همچون باران‏هاى شمالى هر روز، هر ساعت و هر دقیقه بر روحم مى‏بخشى.

 

اى اسوه صبر و تقوا و اى الگوى مهر و محبت، مادرم، دوستت دارم، عاشقانه دوستت دارم.

مادر

بگذار از مهربانى نگاهت سخن بگویم و از بزرگوارى دستانت.

اى مادر دوست دارم زیباترین واژه‏ها را در كنار هم بنشانم و با زنجیر مهر و عاطفه آنها را پیوند دهم تا رساترین و لطیف‏ترین جملات بشود و آن گاه آن را به تو هدیه كنم.

اى مادر، اى همیشه خوب من! تو مفهوم بهارى، از دهانت یاس مى‏روید، تو به زیبایى زیباترین غزل عاشقانه‏اى. عطر تو كه باشد از تمام یاس‏هاى معطر عشق لبریزم.

بگو چگونه تو را كه لطافت محض هستى، بازگو كنم؟ به راستى قلب مهربانت را كه در سینه پر مهرت پنهان شده، رخسار زیبایت كه در زیر تازیانه‏هاى زندگى پرچین و چروك شده، چشمان نازنیت كه در زیر غبار زندگى خمار گشته و گیسوان سیاهت را كه طوفان زندگى پریشان كرده و سفید شده، چگونه توصیف كنم؟

اى گل بى‏همتاى زندگى‏ام، سراسر وجودم از وجود بیكرانت لبریز است. تو بهترین مادر دنیا هستى و من بى‏نهایت دوستت دارم. قلبم برایت مى‏تپد و هر نفسم انعكاس صداى توست. باور كن تو را به وسعت تمام قلبم دوست دارم.

اى مادر، اى تمام هستى‏ام، اى پرى‏روى رویاهایم، اى همدم سختى‏هایم، چگونه بگویم. از كدامین فداكارى‏هایت بگویم مادر.

دیگر از مهربانى‏هایت چه بگویم كه قلم از نوشتن احساسم عاجز و ناتوان است!

«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا؛ و وصیت كردیم انسان را به خوبى كردن و مهربانى كردن نسبت به والدین.»(سوره احقاف، آیه 15).

 

مادر عزیزم، برایم بمان. براى همیشه با من باش و به من اجازه بده كه در ساحل عشقت چون ماهى بلغزم. این را باور كن كه آرزوى این دخترت سلامتى همیشگى توست و براى سلامتى‏ات هر روز و هر ساعت عاجزانه به درگاه خداوند دست دعا بلند مى‏كنم

عزیزتر از جانم، دوستت دارم و جانم را نثارت مى‏كنم و از تو تشكر مى‏كنم به خاطر زحماتى كه براى من كشیدى .

اى بى‏همتا، هیچ وقت صورت مهربان و زیبایت كه مانند فرشته‏اى است از رو به رویم محو نمى‏شود. فریادم را بشنو كه از دریاى وجودم برمى‏خیزد و همراه با بوى گل اقاقى برایت هدیه مى‏آورد. تمام وجودم برایت فریاد مى‏زند، دوستت دارم مادرم و مى‏پرستمت. مادر دوستت دارم و بدان اگر با افتخار و خوشبختى زندگى مى‏كنم حاصل تلاش و فداكارى توست.

وقتى از درد به خود مى‏پیچى و اشك در چشمان معصومت غوطه مى‏خورد، دلم مى‏لرزد. دریایى مى‏شوم طوفانى، دریایى كه فقط موج‏هاى بلندش را صداى تو آرام مى‏كند. اى كاش در توانم بود و مى‏توانستم براى سلامتى‏ات قدمى بردارم.

دلتنگم از اینكه نمى‏توانم ذره‏اى از محبت‏هاى تو را جبران كنم، جز اینكه بگویم دوستت دارم و افتخار مى‏كنم كه بهترین مادر دنیا را دارم.

مادر

اى فرشته تمام خوبى‏ها، بگذار بر چشمان خسته‏ات بوسه زنم و دستان گرمت را عاشقانه در دست بگیرم و ببوسم. بگذار صورتت را از گرد كسالت و خستگى پاك كنم و خاك پایت را ببوسم.

مادر عزیزم، برایم بمان. براى همیشه با من باش و به من اجازه بده كه در ساحل عشقت چون ماهى بلغزم. این را باور كن كه آرزوى این دخترت سلامتى همیشگى توست و براى سلامتى‏ات هر روز و هر ساعت عاجزانه به درگاه خداوند دست دعا بلند مى‏كنم.

اى بهترین دوست و یاورم، اى همه محبتم، دست‏هایت را مى‏بوسم و از ته دل مى‏گویم: «اى تپش قلبم، مادرم، دوستت دارم.»

 

خلاصه! اى عزیز من، بهترین و صمیمى‏ترین شادباش‏هاى زندگى‏ام را به تو تقدیم مى‏كنم و دست‏هاى نازنینت را از دور مى‏بوسم. هر چند كه مى‏دانم بوسه بر دستانت كه قبله‏گاه من است ناچیز و بى‏مقدار است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 18:43  توسط رازی  | 

میلاد حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام

میلاد فرخنده

پنج سال از بعثت پربرکت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم می گذرد. در بیستمین روز ماه جمادی الثانی چشم ها در انتظار مولودی مبارک است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دست به سوی آسمان و دل به نجوای الهی دارد و خدیجه این سو میهمان چهار بانوی بهشتی است. چهار زن برگزیده که در تنهایی و بی کسیِ او به یاری اش آمده اند. مولودی بهشتی در راه است و هم اینک عطر حضورش در مدینه پیچیده است. فاطمه زهرا علیهاالسلام ، حوریه ای بهشتی، انسانی برگزیده و الهی و بانویی آسمانی و مقدس، متولد می شود. زمین و آسمان مدینه را نور وجود مبارکش فرا می گیرد و خانه پیامبر را حضور فرشتگانی که برای شادباش گفتن و پای بوس آمده اند لب ریز می کند. این میلاد فرخنده بر همه عا شقان آن بانوی بهشتی مبارک باد.

سعادت مندترین مادر

نور حضور تو را ـ ای بهشتی ترین مولود ـ از همان ابتدای حضورت درک کرده ام و برای من که مادر این مولود آسمانی ایم و بار او را در بر دارم هیچ چیز شیرین تر از هم زمانی با تو نیست. تویی که از درون من با من سخن می گویی. ای کوچک ترین غمخوار من، آن روز که کفّار، دو نیم کردن ماه آسمان را از پدرت طلب کردند، ندای گرم و دل نواز تو آرامم کرد که از درونم ندا دادی: «ای مادر، اندوهگین مباش و هراس به دل راه مده که خدا یاور پدر من است» هیچ مادری سعادت مندتر از من نیست؛ من که مادر مولودی مسعود و مبارک چون تو هستم. مادرت به فدای تو! شیرین ترین لحظات زندگی ام لحظات بودن با تو و با پدر بزرگوار توست. مبارک باد قدمت و خجسته باد آمدنت!

عزت بانوان

با میلاد مبارک برترین بانوی دو عالم، عزت و شرافت از دست رفته زنان بازگشت. درست در عصر جاهلیت، در زمانی که نخل و شتر دارای قرب و بها بود امّا زن بی ارزش می نمود، و در جامعه ای که شمار مردگان مایه فخر قبیله بود امّا تولد دختران مایه ننگ پدران، او چشم به دنیا گشود. در حالی که پیامبر او را میوه دل و پاره تن خود می نامید و بر دست او بوسه می زد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تا آن جا فاطمه زهرا علیهاالسلام را بزرگ می داشت و اکرام می نمود که چون فاطمه علیهاالسلام بر پدر وارد شد، پیامبر از جای بر می خواست و او را بر جای خود می نشانید. گاهِ سفر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آخرین لحظه را به وداع با او می گذرانید و در بازگشت ابتدا به خانه او وارد می شد.

حوریه ای در لباس انسان

علاقه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به دختر گرامی اش، فاطمه زهرا علیهاالسلام ، رشته ای است آسمانی و الهی، و این تنها به سبب الهی بودن، آسمانی بودن و بهشتی بودن آن بانوی گرامی بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درباره دختر گرامی اش می فرمایند: «دخترم فاطمه، که سلام خدا بر او باد، برترینِ زنان از ابتدای عالم تا پایان آن است. او پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من است. او حوریه ای در صورت انسان است که چون به نماز می ایستد نورش در چشم فرشتگان آسمان چون نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد».

همسرداری حضرت زهرا(س)

فاطمه زهرا علیهاالسلام ، که برترین زنانِ عالم خلقت است، بسیار فروتن و رها از علایق دنیوی است؛ تا آن جا که روزی مولا علی علیه السلام از او غذایی می خواهد، ولی فاطمه علیهاالسلام می فرمایند: «دو روز است که جز غذای اندکی در خانه ما نیست... ولی اینک دیگر هیچ غذایی در خانه نیست». مولا علی علیه السلام سؤال می کند: «ای فاطمه، آیا به من خبر ندادی تا چیزی تهیه کنم؟» و فاطمه علیهاالسلام ، الگوی مکارم اخلاقی زن مسلمان می فرماید: «یا اباالحسن، من از خدای خود خجالت می کشم که بر تو چیزی تکلیف کنم که شاید در توان تو نباشد».

همسری نمونه

بهترین زنان عالم، فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی انسان های شیفته کمال و به ویژه زنان پویای راه سعادت است. او نمونه ای است کامل و گویا برای زنانی که در پی زندگی راستین و حرکت در مسیر درست آنند. ایشان افزون بر کمالاتی چون عبادت خالصانه و بسیار، ایثار بی انتها و معرفت بی پایان، در مقام همسری بسیار ساده، فروتن، خدمت گزار و مهربان بود. مولای متقیان علی علیه السلام درباره آن بانوی بزرگ می فرمایند: «به خدا هرگز مرا به خشم نیاورد. در هیچ امری از من سرپیچی نکرد. به او که نگاه می کردم همه غم و اندوهم از میان می رفت».

دردانه بوستان عصمت

فاطمه زهرا علیهاالسلام ثمره نبوت و مادر امامت است. آیات و احادیث بسیاری از فضیلت و شرافت آن بانوی بزرگ سخن می گوید و در این میان آیه تطهیر روشن ترین گواه پاکی و عصمت آن گل خوش بوی بهشتی است که در آن خداوند شهادت می دهد که هرچه بدی و زشتی و ناپاکی است از وجود مقدس او دور است. سالروز میلاد مبارک آن دردانه بوستان عصمت و طهارت، فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بر همه پیروان آن بانوی گرامی مبارک باد.

آینه عفت

بانوی بزرگ عالم اسلام، صدیقه کبری فاطمه زهرا علیهاالسلام ، تصویر تمام نمای عفت و وقار و حیا بود. او که گاهِ دفاع از ولایت و در آن هنگامه مردافکن، بر منبر خطابه حاضر می شود و به بیانی در اوج بلاغت و فصاحت، به ستیز با جنود باطل و دفاع از حق می پردازد، در منش روزمره زندگی اش از این که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در تقسیم کارهای زندگی، کارهای درون خانه را به او می سپارد، مسرور و شادمان گشته، می فرماید: «هیچ کس جز خدا نمی داند که چقدر خوشحال شدم از این که رسول خدا مرا از برخورد و همدوشی با مردان رها ساخت».

بلندای مقام

آسمان را هاله ای از نور فرا گرفته است. رایحه ای دل نواز از عطر حضور زیباترین گل خلقت، فاطمه زهرا علیهاالسلام ، زمین و آسمان را می نوازد. عصاره خوبی های آفرینش بر پهنه زمین پای می نهد و دخت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چشم می گشاید.

بوی خوش بهشت

خجسته سالروز میلاد دُرّ درخشان خلقت، ماه روشن آسمان هدایت، روز تبریک و سلام و صلوات است. امروز سبد سبد تبریک و سلام از عرش می بارد و عطر خوش بهشت آسمان را در می گیرد.

عبادت خالصانه

فاطمه زهرا علیهاالسلام آینه عبادت خالصانه و اسوه کامل بندگی و عبودیت خالص برای خداست. او آن قدر به نماز می ایستاد که پاهایش متورم می شد و گاهِ نماز از خوف الهی بدنش می لرزید. آن بانوی بزرگ به شب زنده داری اهل خانه در شب های قدر توجهی ویژه دا شت و می فرمود: «محروم کسی است که از خیر این شب ها محروم بماند». او اهل خانه را در روز به استراحت وا می داشت تا بتواند شب های قدر را زنده بدارند و به نیایش بگذرانند.

تجلی خوبی ه

مبارک باد آمدنت! خجسته باد مقدم نیکویت! ای عصاره خوبی های خلقت، چکیده خیرها و نیکی ها، نگین زیبایی های آفرینش، ای دختر برترین بندگان خدا، ای برترین بانوی عالم، بلندای مقام تو را فقط خدا داند و بس و وصف تو تنها در کلام پدر گنجد و بس که فرمود: «اگر نیکی و خوبی به صورت شخصی تجلی می کرد، آن شخص فاطمه بود و چه بسا فاطمه علیهاالسلام برتر از آن است».

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 22:59  توسط رازی  |